دریاهنگ

آهنگ دریا

دریاهنگ

آهنگ دریا

گر در طلب گوهر کانی، کانی
ور در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی، آنی

*مولانا*

طبقه بندی موضوعی

برای سجاد ابوحمزه

شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۱۴ ق.ظ

یاحق...


نمی دانم می توانم همکار خطابت کنم یا نه! تویی که تنها کسی بودی که شب و ظلمت را تاب نیاورد و رفت؛ که آرام نرفت؛ حرفش را زد و رفت...

می دانی، خیلی به شجاعتت غبطه می خورم؛ از ترم اول بارها و بارها به انصراف فکر کرده بودم اما هیچ گاه به مخیله ام هم خطور نکرده بود که می شود این گونه رفت؛ می شود حرف هایی را که بغض شد و آن قدر ماند که به بودنش عادت کردیم را گفت و رفت؛ می شود شجاع بود و شجاعانه جنگید حتی به تنهایی...

من اما، یک سالی می شود که غر زدن ها را گذاشته ام کنار؛ نه که کنار گذاشته باشم؛ کم تر غر می زنم و بیشتر فکر می کنم که چگونه می شود نظام تاریک آموزش و پرورش را سحر شد؛ چگونه می شود این گونه که هست نبود؛ چگونه می شود تغییر کرد؛

برادر بی باکم!

قول می دهم؛ قول می دهم که با تمام قوا بکوشم تا آن چه دانشگاه به ما یاد نداد را بیاموزم و به کار بگیرم؛ با جان و دل سعی می کنم تا آن چه در دانشگاه دیدم را انجام ندهم و به قولی بیاموزم ادب را از ...

حرکت انقلابی ات، بدجور شعله انداخت به جانم و شاید مصرترم کرد که بیشتر بکوشم؛ اما...

ای کاش تاب می آوردی و خودت گوشه ای از تحول می شدی...

هر کجا که هستی خداوند منان یار و یاورت باشد...


+ سجاد ابوحمزه

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۹
**راضیه **

نظرات  (۷)

ادم هایی که انصراف می دهند ..شجاعت در عین حماقت ..نمی دونم ! واقعا نمی دونم باید تحسین شوند ..نمی دانم ..

پاسخ:
منظور من انصرافش نبود. نامه ش بود که شجاعانه بود...
جای تامل داشت٬ ممنون از آقای ابوحمزه! :)

جسارتا ٬ «مصر» بودن درسته٬ ازکلمه‌ی اصرار گرفته شده.
:)
پاسخ:
درست ه...ممنون از لطفتون
با حال بدی متن رو نوشتم
من یه روزی یه همچین نامه‌ای برای یه مدیر بالا دستی ای نوشتم و زدم بیرون! همینطوری پی دی افش کردم٬ نیتم این بود که مخاطب نامه نتونه قسمت‌هاییش رو حذف کنه و بده به دیگران بخونن :)) بدجوری یاد نامه‌ی خودم افتادم٬ خصوصا از لحن نامه‌ی آقای ابوحمزه.
پاسخ:
 : ) 
نمی دونم باید بگم چه خوب یا چه بد...
۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۸:۵۶ محدثه کوهپایی
خیلی شجاعت میخواد این جور نامه نوشتن...
کاش منم میتونستم همچین چیزی بنویسم و از دانشگامون بزنم بیرون...
پاسخ:
عزیزمم
آره خیلی شجاعانه بود
ولی اون جوری که شنیدم با انصراف ایشون موافقت نشده...
برای من تجربه‌ای بود شبیه تجربه‌ی این آقا. تبعات زیادی داشت و البته خیرهای نهان و آشکار زیادی اما خوشحالم که دست کم یک بار توی عمرم علیه ظلمی که بهم شد یه تنه وایستادم و از خودم دفاع کردم. این فی نفسه بد نیست :)
پاسخ:
عااالی ه ولی دل می خواد...
هرکسی توانش رو نداره...
۲۰ آذر ۹۴ ، ۲۰:۱۹ مصطفی موسوی
دمش گرم
من بزرگ شده ی سیستم آموزش و پرورشم و میدونم چه دردایی داره...
پاسخ:
خدا کنه بتونیم از دردهاش کم کنیم...
کسی میدونه هزینه انصراف چقدر میشه؟
پاسخ:
من نمی دونم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">